تبليغاتX
زاد مهر

بانام خداوند مهر آفرین...  

 

بر فردوسی بزرگ،

 

پدرآسمانی و ارجمند اندیشه و زبان و فرهنگ آسمانی ایران بزرگ پارسی ، بی کران درود...

 

به نام نامی مهرایران بزرگ...

 

برافراشته باد برای همیشه درفش(پرچم،نه)همیشه سرافراز و

 

آسمانی و جاودانه ایران بزرگ پارسی بر بام سرای جهان...

 

*******************************************************

...فردوسی بزرگ دردل روزگار تاجهان جهان است می تپد ومی درخشد و

 

 دردل همه مردم جهان جای دارد و به همه روشنی می بخشد... 

 

به : پیشگاه همیشه بلند و آسمانی فردوسی بزرگ:

 

ای سبزتر از بهار من ریشه ی تو.

 

ای ریشه ی من سبز از اندیشه ی تو.

 

ازریشه ی تو همیشه سبزم ایران !

 

ای رویش جاودانگی پیشه ی تو.

 

...سروده از : زادمهر پارسی ( حسن توکلی رودسری ) 

 

ایران بزرگ !:همچنان برپائی... 

 

...امارات و جمهوری (؟! ) من درآوردی و دروغین آذربایجان کجا بودند 

 

... روزگاران بلندی که خود،  همه ایران بزرگ بودند... 

 

... و اینک عربده دروغ سر می دهند ...

 

...تفو بر تو ای چرخ گردون تفو...

 

۹آذر

سالروزپرواز تشنه سه پرستوی ایران بزرگ پارسی به آغوش مام نازنین میهن

گرامی باد...

 

سه جگر گوشه همیشه ایران بزرگ :

بوموسا و تنب بزرگ و تنب کوچک که ازسرزمینهای میان آبی ( جزایر ) بزرگ هرمز

 کهن پارسی در دریای همیشه پارس هستند ، در تاریخ ۹ آذر۱۳۵۰ دوباره به جگرایران

نازنین پیوندخوردند.

انگلیسی ها ی دست از پادرازتر ( همیشه متجاوز) پس از سد (صد)سال سرانجام گور خود را

از بهشت میهن گم کردند و چون دیگر بهشت سرزمینهای دیگر ایران بزرگ ( خوزستان و...

)دست از آب و خاک این خاک آزاده و آزاده پرور شستند وبه لانه همیشگی نیرنگستان خود (

روباه پیرانگلیس ) خزیدند.

...این روز بزرگ به همه ایران بزرگ و همه ایرانیان بزرگ و سرفراز

خجسته و فرخنده باد...

...زیباست اینکه بدانیم نامهای این سه سرزمین میان آبی ( سه جزیره ) همگی

پارسی و هیچیک بازبان تازیان ( عربهای آنسوی مرز ) پیوندی ندارد.

...واین همه نشانگر این است که همه این سرزمینهای دریای همیشه پارس

ایران ، جگرگوشه هائی پاره نشدنی از ایران بزرگ کهن بوده و هستند.

...چنانکه در تاریخ می خوانیم ، در هزاره های تاریخ ، پارسیان به همه سرزمینهای

دریای همیشه پارس و اومان ، هرمز می گفتند.نام جاهائی چون رامهرمز و استان هرمزگان و

سرزمین میان آب (جزیره)یابوموسا ( جزیره ) هرمز ، بازمانده هائی از آن است.چنین بود که

به دریای بزرگ کناره دریای پارس ( خلیج فارس ) ، دریای اومان می گفتند.و این نامگذاری از

آن روی بود که ایرانیان بزرگ براین باور بودند که این دریای بزرگ به نیروی بزرگ

اهورامزدای بزرگ ( اورمزد یا هرمز )همچنان بی کران در جوش و خروش است و هرگز

بی آب نمی شود.چنین بود که به آن دریای اومان( از او درپارسی باستان ،آب و مان به چم

( معنای ) ماندگار ) گفتند.

...در این راستا سرزمین میان آبی (جزیره)بوموسا که درزبان ارزشمند پارسی به چم ( معنای )

مانند سرزمین می باشد ، انگلیسی ها برای اینکه تخم جدائی آن راازایران بزرگ

بیفکنند ( همان کاری که با خوزستان بزرگ همیشه پارسی کردند ) و آن را به

سرزمینهای عربی بپیوندند ، نام ساختگی تازی ابوموسی به آن نهادند .باآنکه

این نام هیچ کاربردی از پیش نداشته و یک نام بی پایه و ناهمگون و بی سروته و دروغ

می باشد.بوم درزبان پارسی به چم ( معنای ) سرزمین و سا که روشن است پسوند

ماننده گیست و برروی هم چم(معنای) این دو ( چنانکه گفته شد )می شود مانند

سرزمین.چون ایرانیان بزرگ باستان به جزیره ، بومسا می گفتند.ازآنرو که به

گونه سرزمینی بزرگ درنیامده و مانند یک کشور کوچک در میان دریا و آب

است.همچنین، تنب که یک واژه سره پارسی و به چم ( معنای ) پشته ( تپه ) می

باشد.چون گونه این سرزمین چنان است که چون تپه ( پشته ای ) سر از آب در

آورده است.تازیان تنب رادرزبان خود به گونه طنب بکار می برند.

...یاد جانبازیهای دلاورانی که دراین روز به سوی این سه جگر پاره بهشت ایران شتافتند و به

دست تازیان ــ که گماشته و دست پرورده اهریمن انگلیس بودند ــ  به بهشت آسمانها

پرواز کردند ،گرامی باد :

سروان سوزن چی ،مهناوی کهریزی و سربازدلاور آیت اللهی

 

...جفتک پراکنی ها و شلنگ اندازیهای کنونی امارات ،

 

از همین بازیهای دروغ سرچشمه گرفته و خود

 

بازیچه مشتی بازی گردان و سیاستباز بیگانه دشمن کوردل و بد اندیش و اهریمن شده است...

 

...و چه کور خوانده ...


 

برای آگاهی بیشتر به این نوشتارهای ارزشمند روی کرده شود:

 

جزيره بو موسا و جزاير تنب بزرگ و كوچك نوشته استاد ايرج افشار سيستاني


2- دو هفته نامه امرداد ، شنبه 2 آذر 1387 خورشيدي
 

 

...و این سروده از سروده های من ،پیشکش(بجای تقدیم تازی)به ایران بزرگ همیشه  پارسی

 

 و همه دلاوران جاودانه و سرافرازی که درراه آسمانی آن جان و همه هستی خویش را

 

پیشکش کرده اند:

 

ای نام تو یاد و دلپسند تاریخ.

 

ای نام بزرگ و سربلند تاریخ.

 

...ای پارسی بلند تا اوج ،بٍروی.

 

...ای سبزترین سرو بلند تاریخ.

*****************************************************************

بهتراست بدانیم:

 

در زبان و فرهنگ مغولی : به برادربزرگتر ( داداش ) آقا می گفتند و به خان

خود خانم .چگونه است که درزبان و فرهنگ بزرگ مردم بافرهنگ ما چنین واژه

های بی بنیاد و بی سر وتهی ، جایی برای خوددربزرگداشت زن و مرد باز کرده

است،چه بگویم...؟؟؟

بجای آنهاواژه های ارزشمند بانو ( بجای خانم ) و سرور یا گرامی یا بزرگوار را 

( بجای آقا  بکار ببریم .

....و بیشتر ازاین به زبان و فرهنگ والا و بی همتای خودآسیب و زیان وستم

نرسانیم.

 بدترازآن واژه پرچم که بیابانگردان بی فرهنگ مغولی غز به آرایشهایی که از  دم گاوبر

 نیزه خود می بستند ،بکارمی بردند.چگونه است بجای واژه زیبای درفش از چنین واژه

بی بنیادوپوچی در نشان ارزشمند میهن بکارگرفته می شود، خدامی داند

دراین باره به نوشته ام دراین پایگاه که در بخش سربرگهای

نوشتارهای پایگاه به نام بانوی بزرگ پارسی از خانم مغولی  

بالاتر...است، روی کرده شود.

 

...نامهای جگرگوشه های خودراازدشمن کوردل برنگزینیم.هریک از

 نامهای تیمور وآتیلاواسکندروننه و خانمی ...رابه کنارافکنیم.

نامهای ارزشمند پارسی ،بهتر و بالاترند...

************************************************************

  پان ترک و پان عرب و هر دشمن دست درازکننده ( متجاوز ) به  

 

میهن بزرگ ، هریک سر درآبشخور بیگانه دشمن کوردل دارند...

 

...پس،مرگی ننگین بر نام و هستی ننگین شان...

 

 

+ نوشته شده سراینده شعر : حسن توكلي رودسری در یکشنبه یکم آذر 1388 و |
 

بانام خداوند مهر آفرین...  

 

بر فردوسی بزرگ،

 

پدرآسمانی و ارجمند اندیشه و زبان و فرهنگ آسمانی ایران بزرگ پارسی ، بی کران درود...

 

به نام نامی مهرایران بزرگ...

 

برافراشته باد برای همیشه درفش(پرچم،نه)همیشه سرافراز و

 

آسمانی و جاودانه ایران بزرگ پارسی بر بام سرای جهان...

 

*******************************************************

...فردوسی بزرگ دردل روزگار تاجهان جهان است می تپد ومی درخشد و

 

 دردل همه مردم جهان جای دارد و به همه روشنی می بخشد... 

 

به : پیشگاه بزرگ و همیشه بلند و آسمانی فردوسی بزرگ:

 

از ریشه ی شاهنامه ات می روئیم.

 

بایاد تو جاودانگی می بوئیم.

 

درسایه ی اوج تو بلندیم و چه خوش _

 

...تااوج، بلند و بی کران می روئیم !

 

سروده از: زادمهر پارسی ( حسن توکلی رودسری )

 

 

ایران بزرگ !:همچنان برپائی... 

 

...امارات و جمهوری (؟! ) من درآوردی و دروغین آذربایجان کجا بودند 

 

... روزگاران بلندی که خود،  همه ایران بزرگ بودند... 

 

... و اینک عربده دروغ سر می دهند ...

 

...تفو بر تو ای چرخ گردون تفو...

 

 

 خاک آسمانیت را بر سر و چشمم می مالم ...ستونهایت را می بوسم...

 

چه کنم ؟ دوستت دارم...ای سرزمین جاوید...ای بهشت آسمانی ...

 

...ای خاک آسمانی و گهرخیز پارس...

 

 

 

سرستونهای آسمانی پارسه ( : تخت جمشید )

 

 

 

 ...همچنان سرافراز و پایدار تر از پیش ،

 

اوج پیروزی و سربلندی و بلندی و سرافرازی و شناسه ی بزرگ و نشان

 

فرازنائی ایران بزرگ پارسی و ایرانی همیشه سرافراز در تاریخ است

 

...واین است سروده من از گلوئی همیشه تشنه وخروشان و جاوید:

یادآوری: 

(...این سروده بخشهائی از سروده من درباره سرستونهای آسمانی پارسه می باشد.

...وکسانی که می خواهند بدون نام من درجاهای دیگر آن رابه نام خود بزنند،بدانند که همه

 سروده هایم رادراین پایگاه نمی آورم و بالاترازآن اینکه نام سرایشگری(تخلص)خود

 رادراینجا نمی آورم. وپیش ازاین سروده هایم درجاهای گوناگون بدست بسیاری رسیده

 و چاپ شده است... )

 

ریشه ای باروری.همچنان می روئی.

 

سرو آزاده ی من ! بی کران می روئی.

 

تشنه تر از ریشه ، بهتر از باغ و بهار _

 

در دل تشنه ی من همچنان می روئی.

 

زنده تر از خورشید ، چشم تو مست فروغ.

 

چشمی از اوج ، که تا آسمان می روئی.

 

خوشتر از دانه ی مست ، زندگی رویش تست.

 

شاد و آزاد و بلند در جهان می روئی.

 

سبزی خاک ترا از خزان رنگی نیست.

 

باغی و سبز و بهار ، پرتوان می روئی.

 

سایه سار تو بلند.مهربانتر زدرخت.

 

سایه ای.بر سر من مهربان می روئی.

 

سرستونهای تو اوج . پایه های تو بلند.

 

تو دراندیشه ی اوج، بی خزان می روئی.

 

من ستونهای ترا پر توان می بوسم.

 

چه کنم؟ در دل من جاودان می روئی.

 

زیرپای تو جهان همچنان می لرزد.

 

تو زخاک تاریخ ، قهرمان می روئی.

 

زنده تر از تاریخ ، همچنان برپائی.

 

ریشه ای باروری.همچنان می روئی. 

 

Image hosted by allyoucanupload.com

بهتراست بدانیم:

 

در زبان و فرهنگ مغولی : به برادربزرگتر ( داداش ) آقا می گفتند و به خان

خود خانم .چگونه است که درزبان و فرهنگ بزرگ مردم بافرهنگ ما چنین واژه

های بی بنیاد و بی سر وتهی ، جایی برای خوددربزرگداشت زن و مرد باز کرده

است،چه بگویم...؟؟؟

بجای آنهاواژه های ارزشمند بانو ( بجای خانم ) و سرور یا گرامی یا بزرگوار را 

( بجای آقا  بکار ببریم .

....و بیشتر ازاین به زبان و فرهنگ والا و بی همتای خودآسیب و زیان وستم

نرسانیم.

 بدترازآن واژه پرچم که بیابانگردان بی فرهنگ مغولی غز به آرایشهایی که از  دم گاوبر

 نیزه خود می بستند ،بکارمی بردند.چگونه است بجای واژه زیبای درفش از چنین واژه

بی بنیادوپوچی در نشان ارزشمند میهن بکارگرفته می شود، خدامی داند

دراین باره به نوشته ام دراین پایگاه که در بخش سربرگهای

نوشتارهای پایگاه به نام بانوی بزرگ پارسی از خانم مغولی  

بالاتر...است، روی کرده شود.

 

...نامهای جگرگوشه های خودراازدشمن کوردل برنگزینیم.هریک از

 نامهای تیمور وآتیلاواسکندروننه و خانمی ...رابه کنارافکنیم.

نامهای ارزشمند پارسی ،بهتر و بالاترند...

************************************************************

  پان ترک و پان عرب و هر دشمن دست درازکننده ( متجاوز ) به  

 

میهن بزرگ ، هریک سر درآبشخور بیگانه دشمن کوردل دارند...

 

...پس،مرگی ننگین بر نام و هستی ننگین شان...

 

 

+ نوشته شده سراینده شعر : حسن توكلي رودسری در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و |

بانام خداوند مهر آفرین...  

 

بر فردوسی بزرگ،

 

پدرآسمانی و ارجمند اندیشه و زبان و فرهنگ آسمانی ایران بزرگ پارسی ، بی کران درود...

 

به نام نامی مهرایران بزرگ...

 

برافراشته باد برای همیشه درفش(پرچم،نه)همیشه سرافراز و

آسمانی و جاودانه ایران بزرگ پارسی بر بام سرای جهان...

 

*******************************************************

 

ایران بزرگ پارسی،

 

نیروئی بالاتر و فراترازجنگ افزارهای هسته ای.

 

...من کاری با بازیهای راستی و چپی روز(سیاست روز)

 

 ( از هرگروه و رسته ای در درون و بیرون کشور ) ندارم.

 

...آنچه می گویم زبان دل من برای میهن بزرگ و

 

نازنینم بوده و هست...همان ایران بزرگ پارسی که

 

همه هستی من به پای خاک گهرخیزش .

 

ایران بزرگ پارسی را با نیروی جنگ افزارهای کشتارگر هسته ای ــ

 

آنچنانکه در اروپاوآمریکا و دیگر سرزمینهای هسته ای خیز

 

گدائی آن را می کشند ــ چه کار؟ــ که خود، سراسر هسته ایست

 

بزرگ و بی پهنا از نیروی خود جوش و بی کران تراوش اندیشه و

 

دانش و همانست که خداوندگار ارجمند وآسمانی وبزرگ اندیشه

 

وفرهنگ و دانش ، فردوسی بزرگ (که براستی ، درود بی کران

 

خداوند بزرگ همیشه برروان آسمانی اش )فرموده است که :

 

زنیروبود مرد راراستی.... و

 

توانا بودهرکه دانابود...

 

...و پیربزرگ و فرزانه همیشه پارسی ،مولوی بلخی که

 

می فرماید:ای برادر تو همه اندیشه ای...

 

چنین است که ایرانی بزرگ پارسی در روزگار ، همیشه

 

 برپایه استوار اندیشه و دانش والای خود پیروز و سرافراز

 

و چیره ( قهار ) بوده است و اگر چنین نبود تاکنون از پس

 

هزاره های بلند  چنین زنده و پابرجا نمی ماند.

 

...هزاران سال است که ایرانی بزرگ پارسی به اندیشه و

 

 فرهنگ جاودانه ای والا و بی همتا و آسمانی در همه روزگار

 

شناخته شده است و این ژرمنهای تازه پا ی تازه از گهواره مادر

 

بیرون آمده که این همه برای ما دم می جنبانند،(اروپائیان و

 

آمریکائیان نوین ) تنهاازچند سد سال پیش سر درآورده هم آنان که

 

هنوز چشم بازنکرده بودند وجهان به کام ما بود.( ...واین تازیهای

 

همسایه هم دست کمی از اینان ندارند ).و هم اینک برای ما شاخ تیز

 

کرده (...و شاخ ازگونه شاخه ای تر و نازک که زود می شکند ) و

 

برآنند که نگذارند آب از گلوی ما پائین رود.

 

...تفو بر توای چرخ گردون تفو...

 

اینان را هر کار بیجائی درست و نیک و روا بوده و خنده دارتر اینکه

 

در برابر، براینند که دست و پای دیگران راببندندو آنان رااز هر تکان

 

و پیشرفتی بازدارند.خودخواهی و خود پرستی وبیدادگری تاکجا...؟!

 

...اینانراساخت و کاربرد ابزار ترسناک جنگ و کشتار، گناه

 

وبازخواست و گیری ( ایرادی ) نیست.شگفت اینکه اگر دیگرانرا ــ نه

 

تااین اندازه که تنها تا مرزنیاز ــ چنین توانائیهائی باشد، بی درنگ

 

گناه بزرگی شمرده خواهان بازخواست و پی گرد شان دردادگاهی

 

جهانی اند.و گواه نامردی این بی مایه گان ازهمه روشنتردر جنگ

 

هشت ساله نابرابر و زورکی (تحمیلی ) بازیچه آنها ( صدام )

 

بامیهن پاک و بزرگ مان بود که چها ازابزارکشتارهای گروهی که به

 

این سگ هارزنجیری خود ( صدام گجستک ونامرد)پیشکش نکردند تا

 

بهتر و بیشتر بکشندوبدرند ...آنچه که درنده گان جنگل و بیابان هم

 

از آنها شرم دارند.

 

...و چنین است پرونده و کارنامه سرتاسر سیاه وننگین

 

اروپا و آمریکای نوین.آنها که چهااز آزادی و خدا گونه گی

 

انسانهاروی زمین نمی گویند و خود ، به روشنی دشمن پیشتاز هرچه

 

آزادی و آزادزیستی مردم جهانند. بروید خون نوشته های هاریت

 

بیچراستوــ نویسنده زن آمریکائی ــ ( در کلبه عمو تم ) وجان اشتاین

 

بک ــ نویسنده آمریکائی همروزگارما ــ (درخوشه های خشم )  و

 

ریچارد رایت _ نویسنده سیاهپوست ودرد چشیده آمریکائی _ ( در

 

رانده شده و بچه های عمو توم )و جان گریفیث لندن(جک لندن)

 

درپاشنه آهنین و...سدها ( نوشتاردرست صد درپارسی ، سد می

 

باشدکه سده ازآن برآمده است)خون نوشته دیگر راکه از دل همین

 

سردمداران زور و دروغ برآمده است، بخوانیدو آنگاه ببینید که خود

 

باهمگونان (همنوعان)هم میهن خود چها که نکرده و نمی کنند و

 

بدینسان به اوج ارزش مردمگرائی ( دموکراسی ) و فرهنگ والا(؟!)ی

 

برابری و برادری اینان پی ببرید و...و آنگاه خود تان بیندیشید آنها

 

که با خودیهای خود هم نمی توانند کناربیایند و چشم دیدن هم را

 

ندارند،روشن است که چه خوابهای آشفته ای برای مردم دیگر

 

سرزمینها دیده اند واز نمونه های آشکارآن همین بس که همانگونه

 

که گفتیم، خوددست به هرکار بیجائی می زنند و هرروزرو به

 

سوی  جنگ افزارنوین خشن برای نابودی انسان و جهان می آورند و

 

برآنند که مارااز کمترین خواسته خود بازدارندو...

 

...و زهی خواب آشفته وآرزوی کور و برآورده نشدنی...

 

...وچنین است که در باره این دشمنان کوردل و

 

سوگندخورده همیشه ایران بزرگ ، سروده ام:

 

خفاشانی که دشمن   خورشیدند،

 

آواره زخاک و میهن   خورشیدند.

 

از  تابش روز خسته و بیزارند.

 

...خفاشانی که دشمن  خورشیدند.

 

...سروده از:زادمهرپارسی(حسن توکلی رودسری )

******************************************************* 

...بار دیگر برای همیشه می گویم :

 

...من هیچ همسوئی ایی با بازیهای راستی و چپی  روز (سیاست

 

روز)( از هرگروه و رسته ای در درون و بیرون کشور ) ندارم.

 

...آنچه می گویم زبان دل من برای میهن بزرگ و

 

نازنینم بوده و هست...همان ایران بزرگ پارسی که

 

همه هستی من به پای خاک گهرخیزش .

 

...ایران بزرگ، از هرچه نیروی هسته ای بالاتر بوده و

 

و بالاتر ازآن روای ( حق ) اوست.

Image hosted by allyoucanupload.com 

چهره ای از نویسنده و سراینده(شاعر)این پایگاه در بیست سال پیش به هنگام سخنرانی و

پیشکش (تقدیم)سرایش(شعر)خود در یک آئین بزرگداشت... 

******************************

بهتراست بدانیم:

 

در زبان و فرهنگ مغولی : به برادربزرگتر ( داداش ) آقا می گفتند و به خان

خود خانم .چگونه است که درزبان و فرهنگ بزرگ مردم بافرهنگ ما چنین واژه

های بی بنیاد و بی سر وتهی ، جایی برای خوددربزرگداشت زن و مرد باز کرده

است،چه بگویم...؟؟؟

بجای آنهاواژه های ارزشمند بانو ( بجای خانم ) و سرور یا گرامی یا بزرگوار را 

( بجای آقا  بکار ببریم .

....و بیشتر ازاین به زبان و فرهنگ والا و بی همتای خودآسیب و زیان وستم

نرسانیم.

 بدترازآن واژه پرچم که بیابانگردان بی فرهنگ مغولی غز به آرایشهایی که از  دم گاوبر نیزه خود می بستند ،بکارمی بردند.چگونه است بجای واژه زیبای درفش از چنین واژه بی بنیاد

وپوچی در نشان ارزشمند میهن بکارگرفته می شود، خدامی داند...

   ...(دراین باره به نوشته ام دراین پایگاه که در بخش سربرگهای 

نوشتارهای پایگاه به نام بانوی بزرگ پارسی از خانم مغولی  

بالاتر...است، روی کرده شود).

...نامهای جگرگوشه های خودراازدشمن کوردل برنگزینیم.هریک از

 نامهای تیمور وآتیلاواسکندروننه و خانمی ...رابه کنارافکنیم.

نامهای ارزشمند پارسی ،بهتر و بالاترند...

************************************************************

  پان ترک و پان عرب و هر دشمن دست درازکننده ( متجاوز ) به  

 

میهن بزرگ ، هریک سر درآبشخور بیگانه دشمن کوردل دارند...

 

...پس،مرگی ننگین بر نام و هستی ننگین شان...

+ نوشته شده سراینده شعر : حسن توكلي رودسری در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و |
>
بدون سانسور| کدهای موزیک